السيد الخميني
42
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
است ، همهء جهادها شيطانى است . در روايت است كسى كه « خَرَجَ » ، [ خارج شود ] براى جهاد كه يك كنيزى پيدا بكند ، يك مالى پيدا كند ، اين اجرش همان است . و آن كسى كه الى اللَّه باشد اجرش « عَلَىاللَّه » است « 1 » . سنخ فعلها فرق مىكند ، سنخ فعلى كه از اوليا صادر مىشود با فعلى كه از ما صادر مىشود ؛ چون مبدأش فرق مىكند . بىجهت است كه « ضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ » « 2 » ؟ ! با يك دست فرود آوردن براى كشتن يك نفر آدم . البته يك جهت است كه تمام اسلام با تمام كفر مواجه شده بود ، كه اگر يوم الخندق شكست مىخوردند ، اسلام از دست مىرفت . به اين معنا ، يك جهت [ است ] ، يك جهت هم ، قضيهء آن خلوص و آن الهيتى كه در مطلب است . آن آدمى كه وقتى روى سينهء آن شخص مىنشيند و او تف مىاندازد به او - به حسب نقل « 3 » - پا مىشود ، مبادا يك وقتى - با اينكه نبوده ، معذلك احتياط است مبادا يك وقتى - تأثيرى كرده باشد و اين از الهيتش افتاده باشد و جهت نفسانيت پيدا بكند ، مبادا يك وقتى اين طور بشود . آن ، يك ضربتش ، روحش بيشتر از همهء عبادات است ؛ آن روحى كه عبادت را عبادت مىكند . [ در ] ظاهر كه مشرك و غير مشرك ، آنكه بت مىپرستد و آنكه نمىپرستد همه يك ظواهرى و ذكرى و چيزى دارند ، ظواهرش كه مثل هم است ؛ ابوسفيان هم نماز مىخواند ، معاويه
--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 211 ، حديث 35 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 131 ، « كتابالصلاة » ، « أبواب النيّة » ، باب 1 ، حديث 3 ؛ كنز العمّال ، ج 3 ، ص 422 ، حديث 7263 . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 1 - / 2 ، حديث 1 ؛ عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 86 ، حديث 102 ؛ ر . ك : المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 32 . ( 3 ) - ر . ك : مناقب آل أبي طالب ، ج 2 ، ص 132 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 51 ، حديث 3 .